صداوسیما در میان جوانان؛ غایب بزرگ رسانه‌ای

صداوسیما اگر بخواهد جایگاه واقعی خود را در میان جوانان بازپس گیرد، ناچار است به بازنگری اساسی در راهبردهای خود بپردازد و از روش‌های سنتی و کلیشه‌ای خارج شود.

یادداشت // آزاده رحمانی (مدیرمسئول پایگاه خبری دوربین قزوین) – در روزگاری که هر شهروندی با یک گوشی هوشمند به انبوهی از محتواهای جذاب، متنوع و به‌روز دسترسی دارد، صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران با بودجه‌ای کلان و هزاران نیروی متخصص، روزبه‌روز مخاطبان خود را از دست می‌دهد، به‌ویژه در میان نسل جوان که دیگر تمایلی به تماشای برنامه‌های تلویزیونی ندارند. این پرسش اساسی مطرح می‌شود که چرا سازمانی با این امکانات و سرمایه‌های عظیم، نتوانسته است در برابر شبکه‌های معاند و محتواهای اینترنتی ایستادگی کند و چرا برنامه‌های اینترنتی و تحلیل‌های رسانه‌های جدید، جذاب‌تر از تولیدات صداوسیما شده است؟

 

۱. نگاه سنتی و عدم هماهنگی با سلایق جدید

یکی از مهم‌ترین دلایل این عقب‌ماندگی، نگاه سنتی و ساختارهای اداریِ دست‌وپاگیر صداوسیماست. مدیران این سازمان همچنان با فرمول‌های دهه‌های گذشته پیش می‌روند و کمتر به نیازهای واقعی مخاطب امروز توجه دارند. جوان امروز دیگر به دنبال برنامه‌های کلیشه‌ای، سخنرانی‌های طولانی و محتوای شعاری نیست. او محتوای سریع، جذاب، تعاملی و صمیمی می‌خواهد. غفلت از این تغییر ذائقه، یکی از اصلی‌ترین دلایل کاهش مخاطب‌های جوان است.

 

۲. خلأ خلاقیت و نوآوری در برابر شبکه‌های معاند

شبکه‌های معاند با استفاده از جدیدترین تکنیک‌های رسانه‌ای، محتوایی تولید می‌کنند که دقیقاً با ذائقه جوانان هماهنگ است. آن‌ها از ابزارهایی مثل طنز، موسیقی، فیلم‌های کوتاه، کلیپ‌های ویروسی و تحلیل‌های سریع و گزنده استفاده می‌کنند. در مقابل، صداوسیما همچنان به تولید برنامه‌های گفت‌وگو‌محور با کارشناسانی که حرف‌های تکراری می‌زنند، بسنده کرده است. نبود خلاقیت و ریسک‌پذیری در تولید محتوا، موجب شده که جوانان حتی به شبکه‌های معاند روی آورند که حداقل از زبان و زبانی هم‌سطح با خودشان استفاده می‌کنند.

 

۳. عدم اعتماد و باورپذیری نزد جوانان

بسیاری از جوانان برنامه‌های صداوسیما را فاقد اعتبار و باورپذیری می‌دانند. آنها حس می‌کنند که رسانه ملی تنها صدای یک قشر خاص است و به جای انعکاس واقعیت‌ها، به دنبال القای یک روایت خاص است. این در حالی است که محتوای اینترنتی و شبکه‌های اجتماعی، هرچند گاهی نادرست، اما به دلیل صراحت و تنوع، برای جوانان جذاب‌تر و قابل‌قبول‌تر است. در واقع، صداوسیما نتوانسته است اعتماد از دست‌رفته را بازگرداند.

 

۴. عقب‌ماندگی فناورانه و تعاملی

صداوسیما در حوزه فناوری‌های نوین، تعامل با مخاطب، استفاده از هوش مصنوعی، پلتفرم‌های آنلاین و تولید محتوای شخصی‌سازی‌شده، هنوز در مرحله آغازین قرار دارد. در حالی که شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های خارجی، مخاطب را به مشارکت فعال دعوت می‌کنند و از داده‌های او برای تولید محتوای هدفمند استفاده می‌نمایند. این عقب‌ماندگی فناورانه، موجب شده که صداوسیما در فضای دیجیتال غایب بزرگ باشد و نتواند با رسانه‌های نوین رقابت کند.

 

۵. پیشنهادهای عملی برای برون‌رفت از بحران

برای عبور از این بحران، صداوسیما نیازمند یک تحول اساسی و همه‌جانبه است. این تحول باید از چند مسیر کلیدی دنبال شود:

· جذب مدیران جوان و خلاق: واگذاری مدیریت تولید و برنامه‌سازی به افرادی که با فضای فکری و دغدغه‌های نسل امروز آشنا هستند، می‌تواند نقطه عطفی در تغییر رویکرد صداوسیما باشد. مدیرانی که ریسک‌پذیر باشند و اجازه نوآوری بدهند.
· بهره‌گیری از ابزارهای نوین رسانه‌ای: تولید محتوای اختصاصی برای پلتفرم‌های آنلاین، استفاده از ظرفیت شبکه‌های اجتماعی، تولید پادکست، کلیپ‌های کوتاه و تعاملی، و به‌کارگیری هوش مصنوعی برای شخصی‌سازی محتوا، از ضرورت‌های امروز است.
· تولید محتوای صادقانه و جذاب: صداوسیما باید به جای القای یک روایت یک‌سویه، به انعکاس واقعی‌تر مسائل بپردازد و به سلایق مختلف پاسخ دهد. صدای همه مردم بودن، نه یک جریان خاص، می‌تواند اعتماد عمومی را بازگرداند.
· تعامل واقعی با مخاطب: ایجاد بسترهای تعاملی، پاسخگویی به نقدها، برگزاری نظرسنجی‌های مستمر و مشارکت دادن مخاطبان در تولید محتوا، می‌تواند حس تعلق را در جوانان ایجاد کند.
· پذیرش نقد و تنوع صداها: صداوسیما باید فضای نقدپذیری را در درون خود نهادینه کند و از تولید برنامه‌های تکراری و شعاری پرهیز نماید. تنوع در سبک‌های برنامه‌سازی و حضور طیف‌های مختلف فکری، می‌تواند به جذابیت برنامه‌ها بیفزاید.

 

بازنگری در راهبردها، کلید بقا

صداوسیما اگر بخواهد جایگاه واقعی خود را در میان جوانان بازپس گیرد، ناچار است به بازنگری اساسی در راهبردهای خود بپردازد و از روش‌های سنتی و کلیشه‌ای خارج شود.

این بازنگری شامل جذب مدیران جوان و خلاق، استفاده از ابزارهای نوین رسانه‌ای، تولید محتوای صادقانه و جذاب، تعامل واقعی با مخاطب، پذیرش نقد و تنوع صداها و حرکت به سوی یک رسانه‌ی هوشمند و پاسخگو است. در غیر این صورت، با وجود همه بودجه‌ها و امکانات، همچنان در حاشیه رسانه‌های جدید باقی خواهد ماند و نسل جوان را یک‌بار دیگر از دست خواهد داد.

انتهای پیام/